نقد ادبی

کتاب زمین سوخته
نقد ادبی

تحلیل عناصر داستانی کتاب زمین سوخته

«میرزا نصرالله ساعتش را از جیب جلیقه بیرون می‌آورد و همچنان که ساعت تو مشتش فشرد می‌شود، نگاهش به عادل است که برگه ضامن را می‌زند و تفنگ را بالا می‌آورد. خواهر گلابتون نفس نفس می‌زند … صدای گریه‌آلود احمد فری با خش خش سر شاخه‌ها در هم می‌شود.

تحلیل عناصر داستانی کتاب زمین سوخته دسترسی به محتوای کامل

به بالا بروید